تبليغاتX
http://parsa.blogfa.com
مقـدمتـان گلبـاران
 وصيت نامه كوروش كبير

 

وصیت نامه ی کوروش بزرگ

اینک که من از دنیا می روم، بیست و پنج کشور جزو امپراتوری ایران است و در تمامی این کشورها پول ایران رواج دارد و ایرانیان درآن کشورها دارای احترام هستند و مردم آن کشورها نیز در ایران دارای احترامند .
جانشین من خشایارشا باید مثل من در حفظ این کشورها کوشا باشد و راه نگهداری این کشورها این است که در امور داخلی آن ها مداخله نکند و مذهب و شعائر آنان را محترم شمرد .

اکنون که من از این دنیا می روم تو دوازده کرور دریک زر در خزانه داری و این زر یکی از ارکان قدرت تو می باشد، زیرا قدرت پادشاه فقط به شمشیر نیست بلکه به ثروت نیز هست.
البته به خاطر داشته باش تو باید به این حزانه بیفزایی نه این که از آن بکاهی، من نمی گویم که در مواقع ضروری از آن برداشت نکن، زیرا قاعده بودن این مقدار زر در خزانه آن است که هنگام ضرورت از آن برداشت کنند، اما در اولین فرصت آن چه برداشتی به خزانه بر گردان .

مادرت آتوسا ( دختر کورش کبیر ) بر گردن من حق دارد پس پیوسته وسایل رضایت خاطرش را فراهم کن .

ده سال است که من مشغول ساختن انبارهای غله در نقاط مختلف کشور هستم و من روش ساختن این انبارها را که از سنگ ساخته می شود و به شکل استوانه هست در مصر آموختم .
چون انبارها پیوسته تخلیه می شود حشرات در آن به وجود نمی آید و غله در این انبارها چندین سال می ماند بدون این که فاسد شود .
و تو باید بعد از من به ساختن انبارهای غله ادامه بدهی تا این که همواره آذوغه دو یاسه سال کشور در آن انبارها موجود باشد و هر سال بعد از این که غله جدید بدست آمد از غله موجود در انبارها برای تامین کسری خوار و بار استفاده کن و غله جدید را بعد از این که بوجاری شد به انبار منتقل نما .
به این ترتیب تو برای آذوقه در این مملکت دغدغه نخواهی داشت ولو دو یا سه سال پیاپی خشک سالی شود .

هرگز دوستان و ندیمان خود را به کارهای مملکتی نگمار و برای آنها همان مزیت دوست بودن با تو کافیست .
چون اگر دوستان و ندیمان خود را به کار های مملکتی بگماری و آنان به مردم ظلم کنند و استفاده نا مشروع نمایند نخواهی توانست آنها را مجازات کنی چون با تو دوست اند و تو ناچاری رعایت دوستی نمایی.

کانالی که من می حواستم بین رود نیل و دریای سرخ به وجود آورم ، به اتمام نرسید و تمام کردن این کانال از نظر بازرگانی و جنگی خیلی اهمیت دارد، تو باید آن کانال را به اتمام رسانی .
 
  • توجه کنید : همان کانالی که بعد از دو هزار و دویست سال ، بعنوان کانال سوئز توسط اروپایی ها ساخته شد .

و عوارض عبور کشتی ها از آن کانال نباید آن قدر سنگین باشد که ناخدایان کشتی ها ترجیح بدهند که از آن عبور نکنند .

اکنون من سپاهی به طرف مصر فرستادم تا این که در این قلمرو ، نظم و امنیت برقرار کند .
ولی فرصت نکردم سپاهی به طرف یونان بفرستم و تو باید این کار را به انجام برسانی، با یک ارتش قدرتمند به یونان حمله کن و به یونانیان بفهمان که پادشاه ایران قادر است مرتکبین فجایع را تنبیه کند .

توصیه دیگر من به تو این است که هرگز دروغگو و متملق را به خود راه نده، چون هر دوی آنها آفت سلطنت اند و بدون ترحم دروغگو را از خود بران.
هرگز عمال دیوان را بر مردم مسلط مکن و برای این که عمال دیوان بر مردم مسلط نشوند، قانون مالیات را وضع کردم که تماس عمال دیوان با مردم را خیلی کم کرده است و اگر این قانون را حفظ نمایی عمال حکومت زیاد با مردم تماس نخواهند داشت .

افسران و سربازان ارتش را راضی نگاه دار و با آنها بدرفتاری نکن، اگر با آنها بد رفتاری نمایی آن ها نخواهند توانست مقابله به مثل کنند ، اما در میدان جنگ تلافی خواهند کرد ولو به قیمت کشته شدن خودشان باشد و تلافی آن ها این طور خواهد بود که دست روی دست می گذارند و تسلیم می شوند تا این که وسیله شکست خوردن تو را فراهم کنند .

امر آموزش را که من شروع کردم ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنویسند تا این که فهم و عقل آنها بیشتر شود و هر چه فهم و عقل آنها بیشتر شود تو با اطمینان بیشتری حکومت خواهی کرد .

همواره حامی کیش یزدان پرستی باش، اما هیچ قومی را مجبور نکن که از کیش تو پیروی نماید و پیوسته و همیشه به خاطر داشته باش که هر کسی باید آزاد باشد تا از هر کیشی که میل دارد پیروی کند .

بعد از این که من زندگی را بدرود گفتم ، بدن من را بشوی و آنگاه کفنی را که من خود فراهم کردم بر من بپیچان و در تابوت سنگی قرار بده و در قبر بگذار ،
اما قبرم را مسدود مکن تا هر زمانی که می توانی وارد قبر بشوی و تابوت سنگی من را آنجا ببینی و بفهمی که من پدرت پادشاهی مقتدر بودم و بر بیست و پنج کشور سلطنت می کردم ، پس مردم و خود تو نیز خواهید مرد زیرا که سرنوشت آدمی این است که بمیرد، خواه پادشاه بیست و پنج کشور باشد ، خواه یک خارکن و هیچ کس در این جهان باقی نخواهد ماند،
اگر تو هر زمان که فرصت بدست می آوری وارد قبر من بشوی و تابوت مرا ببینی، غرور و خودخواهی بر تو غلبه نخواهد کرد، اما وقتی مرگ خود را نزدیک دیدی، بگو قبر مرا مسدود کنند و وصیت کن که پسرت قبر تو را باز نگه دارد تا این که بتواند تابوت حاوی جسدت را ببیند.

زنهار، زنهار، هرگز خودت هم مدعی و هم قاضی نشو، اگر از کسی ادعایی داری موافقت کن یک قاضی بی طرف آن ادعا را مورد رسیدگی قرار دهد و رای صادر کند، زیرا کسی که مدعیست اگر قضاوت کند ظلم خواهد کرد.

هرگز از آباد کردن دست برندار زیرا که اگر از آباد کردن دست برداری کشور تو رو به ویرانی خواهد گذاشت، زیرا قاعده این است که وقتی کشوری آباد نمی شود به طرف ویرانی می رود .
در آباد کردن ، حفر قنات ، احداث جاده و شهرسازی را در درجه اول قرار بده .

عفو و دوستی را فراموش مکن و بدان بعد از عدالت ، برجسته ترین صفت پادشاهان عفو است و سخاوت .
ولی عفو باید فقط موقعی باشد که کسی نسبت به تو خطایی کرده باشد و اگر به دیگری خطایی کرده باشد و تو عفو کنی ظلم کرده ای زیرا حق دیگری را پایمال نموده ای .

بیش از این چیزی نمی گویم، این اظهارات را با حضور کسانی که غیر از تو در اینجا حاضرند کردم تا این که بدانند قبل از مرگ من این توصیه ها را کرده ام و اینک بروید و مرا تنها بگذارید زیرا احساس می کنم مرگم نزدیک شده است .

|+| نوشته شده توسط parsa در دوشنبه شانزدهم اسفند 1389  |
 عاشقانه

سرزمین عشق

به نام خدایی که اشک را آفرید تا سرزمین عشق آتش نگیرد


گفت پنج وارونه چه معنا دارد ؟ خواهر كوچكم این را پرسید،من به او خندیدم، كمی آزرده و حیرت زده گفت: روی دیوار و درختان دیدم. بازهم خندیدم. گفت دیروز خودم دیدم،مهران پسر همسایه پنج وارونه به مینو میداد. آنقدر خنده برم داشت كه طفلك ترسید. بغلش كردم و بوسیدم و با خود گفتم، بعدها وقتی غم، سقف كوتاه دلت را خم كرد، بی گمان می فهمی پنج وارونه چه معنا دارد ؟

خوشحالم که بردم چون کسی رو از دست دادم که دوستم نداشت

خوشحالم که باختی چون کسی رو از دست دادی که دوستت داشت . . .

 

 


خيلي سخته خيلي سخته از عشق يه نفر بسوزي اما نتوني

بهش بگي خيلي سخته يه مدت با يكي باشي به خيال اينكه

 دوست داره اما بعد بفهمي اينا همش ساخته ذهن خودت

بوده و اصلا از اول عشقي وجود نداشته اون موقع است كه

مي شكني نمي دوني چي كار كني از يه طرف دلت پيش

اونه از يه طرف مي دوني كه دوست نداره مجبوري به اون

فكر نكني چي كار مي كني اون موقع است كه ياد اين شعر

مي افتي 


اوني كه يه وقتي تنها كسم بود

تنها پناه دل بي كسم بود

تنهام گذاشت رفت

رفت از كنارم

از درد دوريش من بي قرارم

........

........

........

 


 

من هنوز عاشقــــــم

 آنقدر كه می توانم هر شب بدون آنكه خوابم بگيرد

 از اول تا آخر بی وفايی هايت را بشمرم

و دست آخر همه را فراموش كنم

آنقدر كه می تونم اسمت را

 روی تمام ابرهای دنيا بنويسم

 و باز هم جا كم بياورم

 آنقدر كه می توانم شبها طوری به يادت گريه كنم

 كه خدا جايم را با آسمان عوض كند

 و من هنوز عاشقـــــــم

 آنقدر كه می توانم چشم هايم را ببندم

 و خيال كنم هنوز دوستم داری

 




امروز روز سپاس گذاری از خداوند است

زیرا که عشق را آفرید تا یادمان باشد کسی هست برای عاشق بودن

تا با تمام وجود به او بگوییم 

عشق من ولنتاینت مبارک

VALENTINE 

 

v           victor of love

a                 adoring u

l                      love  u

e        every thing 4u

n                   need  u

t            thinking of u

i                     i miss u

n          nothing but u

ه.

پارسال این روزا برامون پر بود از عطر شکلات و کادوو  .

عروسک   و شمع ...اما امسال نمیدونم ولنتاین رو  با کی جشن میگیری

.

.

 هر جا و با هر کسی باشی دوستت دارم ولنتایت مبارک عزیزم 

 


عشق تو مرا به کجا برده

تا به حال اینجا را ندیده بودم ،

دنیاییست شبیه آرزوها، رویاییست مثل آن روزها

روزهایی که من بودم و تنهایی ، همیشه فکر میکردم دیگر تا ابد من و دلم تنهاییم

عشق تو مرا به چه حالی انداخته ، این نوا، همان نواییست که عشق برای ما نواخته

روزها میگذشت و عاشق نمیشدم ، همه رفتند و آمدند و من اسیر این و آن نمیشدم

اما.....آن روزی که تو آمدی ...

چه کردی با من، که اینک حال من اینگونه است ،  

دل من بی قرار یک لحظه در کنار تو بودن است

چه کردی با دل من که اینک هوای دلم ، هوای دلتنگیست ،  

کار هر روز و هر شب من بی قراریست

یک لحظه به بی تو بودن فکر کنم عاقبتش گریه و زاریست

بدجور مرا به رویاها برده ای ، مرا از این رویا بیدار نکن ،  

حالا که عاشقم کردی، مرا دوباره با تنهایی آشنا نکن

قدم گذاشته ام در دنیایی دیگر ،این تنها ، 

عشق تو است که توانسته قلب مرا دربرگیرد

تویی که توانستی مرا دیوانه ی چشمهای زیبایت کنی

تویی که توانستی مرا ، این دل تنهای مرا ، این دستهای خالی مرا ،

وجود سرد و اتاق تاریک مرا پر از نیاز کنی ،

آمدی و دلم را عاشق کردی و دستهایم را با دستهای گرمت پر کردی

و به آغوشم آمدی و با حضورت همه جا را پر از عشق و محبت کردی

نمیدانم چه بگویم ، تنها آرزوی من در این لحظات این شده که تو را ببوسم ،

تا با تو بودن را باور کنم و از اینکه تو را دارم روز و شب خدا رو شکر کنم

عشق تو مرا به کجا برده، یعنی این دل من است که به انتظار تو ساعتهاست  

که چشم به آن دور دستها انداخته!

گاهی وقتها میرسد که باور ندارم بیدارم، یا فکر میکنم دیوانه شده ام  

یا حس میکنم که خوابم!

ببین عشق تو مرا به کجا آورده ، این حال من نیست که اینک خیره به عکسهای توام،

منتظر یک لحظه شنیدن صدای توام ،  

به انتظار فردا و یک بار دیگر نگاه به  چشمهای زیبای توام،

ببین عشق تو مرا به چه روزی انداخته... 

 

 

 

در جلسه ی امتحان عشق

من مانده ام و یک برگه ی سفید!

یک دنیا حرف نا گفته

و یک بغل تنهایی و دلتنگی

درد دل من در این کاغذ کوچک جا نمی شود!

در این سکوت بغض آلود

قطره ی کوچکی اشک سر سره بازی می کند!

و برگه سفیدم

عاشقانه قطره را به آغوش می کشد!

عشق تو نوشتنی نیست...در برگه ام کنار آن قطره

یک قلب کو چک می کشم!

وقت تمام است.

 

برگه ها بالا...

 


منتظر لحظه ای هستم که دستانت را بگیرم

  در چشمانت خیره شوم دوستت دارم

را بر لبانم جاری کنم

منتظر لحظه ای هستم که در کنارت بنشینم

  سر رو شونه هایت بگذارم....از عشق تو.....

 از داشتن تو...اشک شوق ریزم

   منتظر لحظه ی مقدس که تو را در اغوش بگیرم

    بوسه ای از سر عشق به تو تقدیم کنم

    وبا تمام وجود قلبم و عشقم را به تو هدیه کنم

                 اری من تورا دوست دارم

 وعاشقانه تو را می ستایم


 

 

روزهای خوب باهم بودنمان گذشت ...


روزهایی که با چند خاطره تلخ و شیرین به سر رسید و


تنها یادگار از آن روزها یک قلب شکسته برجا ماند.


روزهای شیرین عاشقی گذشت و امروز من تنهای تنهایم ، گذشت


و اینک دلم هوای تو را کرده است...


دلم تنگ است برای آن لحظه های شیرین با هم بودنمان !


دلم برای گرفتن آن دستان مهربانت ، بوسه بر روی گونه زیبایت تنگ

شده است...


کاش دوباره آن روزهای شیرین عاشقی مان تکرار می شد ، کاش

دوباره


می توانستم آن صدایی که شب و روز به من آرامش میداد را بشنوم...


دلم برای آن خنده های قشنگت تنگ شده است عزیزم...


تو رفتی و تنها چند خاطره که هیچگاه نمی توانم فراموش کنم بر جا

گذاشتی...


خاطره هایی که یاد آن این دل عاشقم را می سوزاند....


دلم بدجور برای تو تنگ است عزیزم....


برگرد! بیا تا فصه نیمه تمام عشق را با شیرینی به پایان برسانیم...


برگرد تا قصه من و تو پایانش تلخ و غم انگیز نباشد!


دلم برای لحظه های دیدار با تو تنگ شده است...


چه عاشقانه دستانم را می گرفتی و در کنارم قدم میزدی ، چه


عاشقانه مرا در آغوش خود می فشردی و به من می گفتی که مرا

 دوست می داری!


چرا رفتی از کنارم؟ تو رفتی و من تنهای تنها در این دنیای


بی محبت با چند خاطره تلخ مانده ام...


برگرد تا دوباره آن خاطره های شیرین با هم بودنمان تکرار شود....


دلم بدجور برای تو ، برای حرفهایت ، درد دلهایت ، صدای گریه هایت تنگ

 شده است..


عزیزم برگرد تا دوباره جان بگیرم و منی که اینک خسته از زندگی ام

نفس بگیرم....


با آمدنت مرا دوباره زنده کن و احساس را در وجودم شعله ور کن


تا عاشقانه تر از همیشه از تو و آن عشق پاکت بنویسم...


عزیزم برگرد تا دوباره جان بگیرم


و منی که اینک خسته از زندگی ام نفس بگیرم...

 
 

در دادگاه عشق قسمم قلبم بود

وکیلم دلم بود و حضار جمعی از عاشقان و دل سوختگان...

قاضی نامم را بلند خواند و گناهم را دوست داشتن تو اعلام کرد

پس محکوم شدم به مرگ و تنهایی...

کنار چوبه ی دار از من خواستند تا آخرین خواسته ام را بگویم...

و من گفتم که به تو بگویند دوستت دارم

 

نمیدانم دلم گم شده یا اونی که دل به اون سپرده بودم

نمیدانم عشقم گم شده یا معشوقم

نمیدانم عشق کسی بودم یا بازیچه

نمیدانم لیاقت کسی را نداشتم یا کسی لیاقت مرا

من در حق عشق خیانت کردم یا او

من قدر ندانستم یا او

نمیدانم خدا این را قسمت ما کرد یا خود این را رقم زدیم

نمیدانم چرا دل بستن آسان ولی دل کندن سخت

نمیدانم خدا به ما دل داد که از دنیا بکنیم یا دنیا رو داد که دل بکنیم

هنوز نمیدانم...با بودن او زندگی سخت است یا بی او

تحمل جای خالیش توی تک تک لحظه ها سخت تر است یا...

نمیدانم شکستن غرورم سخت تر است یا شنیدن صدای شکستن قلبم

نمیدانم به من عشق را آموختی یا نفرت

و در آخر...نمیدانم که بگویم:"چرا آمدی؟"یا که بپرسم:"چرا رفتی؟"

من نمیدانم تو به من بگو...

 
 
|+| نوشته شده توسط parsa در جمعه بیستم اسفند 1389  |
 جوک های روز

به ترکه می گن اسم دکتر چیه ؟ میگه ترابی ، می گن اسم کوچیکش چیه ؟ میگه فیزیو

به ترکه می گن اسم دکتر چیه ؟ میگه ترابی ، می گن اسم کوچیکش چیه ؟ میگه فیزیو


نام همسر در موبايل آقايون:

نام همسر در موبايل آقايون:
بعد١ماه:عزيزم
بعد٢ماه:خانمم
بعد٣ماه: همسرم
بعد١سال:منزل
بعد٢سال: هيتلر
بعد٣سال:عزرائيل
بعد٤سال: unknown


يارو مى ره خواستگارى به دختره يه بليط اتوبوس مى ده!

يارو مى ره خواستگارى به دختره يه بليط اتوبوس مى ده! باباي دختره شاكى ميشه ميگه: مردتيكه ي خر اين چيه؟ يارو:ميگه احمق ارائه ي بليط نشان دهنده شخصيت شماست


هر روز صبح که از خواب پا میشی 2 تا کار انجام بده

هر روز صبح که از خواب پا میشی 2 تا کار انجام بده
1- از خدا تشکر کن چون زندگی می کنی
2- برو حموم چون بقیه هم میخوان راحت زندگی کن


یه رشتیه تو تخت پیش عیالش دراز کشیده بود

یه رشتیه تو تخت پیش عیالش دراز کشیده بود

که یهو احساس کرد 6 تا پا زیر لحافه

در جا پرید از تخت پائین و شمرد 1 . 2. 3 . 4 بعد گفت

بازم خیالاتی شدم


قطع برق در يک پاساژ باعث شد هموطنان لر ساعت ها روي پله برقي بمانند

قطع برق در يک پاساژ باعث شد هموطنان لر ساعت ها روي پله برقي بمانند


به تركه مي گن با ماهيچه جمله بساز ميگه : خر در برابر ما هيچه!!!

به تركه مي گن با ماهيچه جمله بساز ميگه : خر در برابر ما هيچه!!!


جاسم با سعید یکی از بچا آبودان داشت صحبت میکرد

جاسم با سعید یکی از بچا آبادان داشت صحبت میکرد

سعید میگه جاسم میدونی چیه؟
ما دیروز برا خونمون عایق صوتی خریدیم ...اصلا صدا میگی میاد نه به خدا!

جاسم میگه کجایی کا ما یه ماهه عایق تصویری خریدیم


یارو داشته شامپو رو بدون آب میمالیده رو سرش، میگن چرا بدون آب؟

یارو داشته شامپو رو بدون آب میمالیده رو سرش، میگن چرا بدون آب؟
میگه آخه روش نوشته برای موهای خشک!!


از یه نفر میپرسن میدونی اگه ۱۰ تا کله و ۴۰ تا پاچه را با هم بریزی

از یه نفر میپرسن میدونی اگه ۱۰ تا کله و ۴۰ تا پاچه را با هم بریزی تو یه دونه دیگ، از کجا باید بفهمیم کدوم پاچه مال کودوم کله است؟
میگه اینکه کاری نداره کف پاش رو قلقلک میکنی میبینی هر کله ای خندید معلوم میشه پاچه مال اون بوده!!


غضنفر چند هفته بوده هر روز پشت سر هم می رفته از داروخونه قرص سوسک کش می خریده

غضنفر چند هفته بوده هر روز پشت سر هم می رفته از داروخونه قرص سوسک کش می خریده. یه روز دکتره ازش می پرسه تو چرا اینقدر قرص سوسک کش می خری؟
غضنفر می گه: آخه من هرچی اینا رو پرت می کنم نمیخوره به سوسکها!


غضنفر زنگ می زنه فرودگاه و می گه: ببخشید از اینجا تا تهران چقدر راهه؟

غضنفر زنگ می زنه فرودگاه و می گه: ببخشید از اینجا تا تهران چقدر راهه؟
کارمنده می گه: یه لحظه...
غضنفر می گه: خب خیلی ممنون! و قطع می کنه!!


به یارو میگن دستشویی چند بخشه؟

به یارو میگن دستشویی چند بخشه؟
میگه خب معلومه! دو بخش! مردونه و زنونه


یارو میره کولر بخره، فروشنده ازش میپرسه: کولر آبی بدم؟

یارو میره کولر بخره، فروشنده ازش میپرسه: کولر آبی بدم؟
یارو میگه: فرقی نمیکنه، آبی نداری قرمز بده!!


به یارو می گن به زنبورایی که از کندو محافظت می کنن چی می‌گن؟

به یارو می گن به زنبورایی که از کندو محافظت می کنن چی می‌گن؟
یارو می گه: میگن خسته نباشید!


لعنت به مستراحی که برچسب قرمز و آبی شیرش برعکس خورده باشد

لعنت به مستراحی که برچسب قرمز و آبی شیرش برعکس خورده باشد

لعنت به مستراحی که سوسک ها بدون اطلاع و هماهنگی سرشان را از چاه بیرون بیاورند

لعنت به مستراحی که مرکز کانونی تحدّب کاسه اش روی صورت آدم باشد


يكروز يكي ميره دستشويي عمومي داشت كارش رو ميكرد نگاهش به در توالت افتاد

يكروز يكي ميره دستشويي عمومي داشت كارش رو ميكرد نگاهش به در توالت افتاد
یه جا نوشته بود : سمت راستت را نگاه کن
سمت راست نگاه می کردی نوشته بود: سمت چپت را نگاه کن
سمت چپ نگاه می کردی نوشته بود پشت سرت رو نگاه کن
پشت سرو نگاه می کردی نوشته بودن:


ترکه ميفته دنبال دختره با سنگ ميزنه توسره دختره

ترکه ميفته دنبال دختره با سنگ ميزنه توسره دختره..بهش ميگن ديوونه چي کارميکني ؟ خوب مخشو زدما


ترکه توي اتوبوس پر جمعيت پيله كرده بود به راننده و در گوش راننده

ترکه توي اتوبوس پر جمعيت پيله كرده بود به راننده و در گوش راننده هي حرف مي زد. راننده مرتب بهش مي گفت: برو بشين سر جات. آخرش مسافرها به راننده مي گن: آقاي راننده به حرفش گوش كن شايد كاري داره. راننده مي گه: نه بابا اومده به من مي گه: چپ كن يه كم بخنديم


اين تهروني ها دلشون برا غضنفر ا ميسوزه ميگن بابا خيلي واسشون جک ساختيم

اين تهروني ها دلشون برا غضنفر ا ميسوزه ميگن بابا خيلي واسشون جک ساختيم باييد يه کاري کنيم اونا واسه ما جک بسازن. يکيشون ميره رو تير چراغ برق هي ميزنه به تير .
غضنفر از اونجا رد که ميشد ميگه: هاي آقا چه کار ميکني؟

|+| نوشته شده توسط parsa در جمعه بیستم اسفند 1389  |
 تصاوير زيبا و ديدني
 


 

 
 

 

 

 

 

 

در صورتی که هر یک از عکس ها باز نشد بر روی آن راست کلیک کرده و گزینه show picture را بزنید
 

 

اسکناس 10هزارتومانی هم جعل شد

 

 

تفاوت دیروز و امروز

 

لاك پشتي كه قرباني انسانها شد   
  

اين لاك پشت بيچاره در زمان كودكي وارد يك حلقه ي پلاستيكي شناور در اقيانوس شده و ديگر نتوانسته از آن خارج بشود.

در نتيجه به اين شكل رشد كرده و ديگر توانايي مخفي شدن داخل لاك را از دست داده و نه مي تواند شكار كند و نه دفاع.

اين يك نمونه از قرباني هاي بي زبان زباله هاي زيست محيطي است كه توسط ما انسان ها توليد مي شود.

 

جديدترن روش اشتراك گذاري خنك كننده ها در ايران!

 

تودیع و معارفه مدیرعامل متروی تهران



 

اثر هنرمندانه اي كه بازلزله ايجاد شد

 تصوير زير به هيچ عنوان فتوشاپي نيست. اين رويداديست كه در ماه سپتامبر گذشته در كانتربري نيوزيلند روي داد.زلزله در نيوزيلند صرف نظر از خرابي‌ها و ويراني‌هاي بجا مانده خود خالق صحنه‌‌هاي عجيب و بديعي نيز بود.

 

 

زن شجاع

زن بحريني در برابر پليس / در روزهاي اخير دهها بحريني معترض بر اثر شليك مستقيم گلوله نيروهاي ارتش و پليس كشته و زخمي شدند.

 

 

بعد از جوجه رنگي نوبت به خرگوش رنگي رسيد

 

 

قذافي جوان در كنار دخترش عايشه
بيست و ششمين روز از ژانويه 1986 .سرهنگ معمر قذافي فرزندان خود را به روزنامه نگاران معرفي مي كند. در اين عكس او را در كنار دخترش عايشه مي بينيد.


 

قدیمی ترین کیک عروسی جهان

یک کیک عروسی که در سال ۱۸۹۸ پخته شده است یعنی همزمان با ملکه ویکتوریا،۱۱۳ سال از پخت آن می گذرد و قدیمی ترین کیک عروسی در جهان می باشد.

این کیک عروسی دارای یک شکاف در کنار خود می باشد که به دلیل انفجار یک بمب در جنگ جهانی دوم به وجود آمده است.
این کیک هم اکنون در یک گالری با هوای ویژه نگهداری می شود.

این کیک هم اکنون در یک گالری با هوای ویژه نگهداری می شود.



این کیک
عروسی در پنجره یک نانوایی خانگی به نمایش گذاشته شد تا زمانی که آنجا در سال ۱۹۶۴ بسته شد،سپس قبل از اهدا به موزه وایلیس ( Willis Museum ) در شهر بیسینگ استوک ( Basingstoke ) در اتاق زیر شیروانی نگهداری می شد.
سو تاپلیس متصدی موزه می گوید:این کیک در شرایط خوبی نگهداری نمی شده است و به همین دلیل به رنگ قهوه ای تیره درآمده است.
وی همچنین می گوید:این کیک را دختر نانوا که هرگز ازدواج نکرده بود در سال های پایانی عمر خود به موزه اهدا کرد،چون که می ترسیده کسی آن را پیدا کند.
 

 

 

گوشی موبایل فولادی برای افراد ثروتمند

با وجود ادامه یافتن بحران اقتصادی و کاهش قدرت خرید مردم در سراسر جهان، شرکت Vertu برای آن دسته از افرادی که از این جریان آسیبی ندیده‌اند، گوشی گران‌قیمت جدید خود را عرضه کرد.

به گزارش آی تی تک به نقل از سی‌نِت، این گوشی Vertu Ascent Ti Damascus Steel نام دارد و شرکت سازنده بدنه آن را از جنس فولاد و با ظاهری شبیه به ابزارهای دوران باستان طراحی کرده است.

بدنه این گوشی به دلیل استفاده از فولاد و طراحی منحصر‌ به‌فرد آن بسیار قوی است و شرکت سازنده اعلام کرده که این گوشی در جریان سقوط‌های احتمالی از روز میز یا زمین‌خوردگی با مشکلی مواجه نمی‌شود.
نمایشگر این گوشی تصاویر را با کیفیت QVGA به نمایش می‌گذارد و روی آن رابط کاربری S40 نصب شده است. این گوشی قابلیت‌ پشتیبانی از شبکه‌های مخابراتی GSM و UMTS را دارد و شرکت سازنده برای آن دوربین دیجیتالی ۳٫۲ مگاپیکسلی به همراه فلش LED و حافظه داخلی ۴ گیگابایتی را در نظر گرفته است.

شرکت Vertu تنها ۱۰۰ عدد از این گوشی دست‌ساز را تولید کرده و هنوز قیمت نهایی آن اعلام نشده است.

 

 

پل شگفت انگیز کاغذی، محصول دانشجویان چینی

تیم کوچکی از دانشجویان دانشگاهی در هاربین چین توانستند پلی کاغذی طراحی کنند که قادر باشد 25 برابر وزن خود را تحمل کند، شاید در نگاه اول این موضوع برای شما چندان جالب نباشد ولی باید بدانید این طراحی شگفتی تمام مهندسان سازه ی جهان را بر انگیخته است.

این دانشجویان توانستند در عرض یک ماه پلی کاغذی به ابعاد 3.8 طول، 1.2ارتفاع و وزن 58 کیلو گرمی بسازند که قادر باشد 1،500 کیلو گرم وزن را تحمل کند.

در عکس هایی که در پایین می بینید 11 نفر از طراحان پل برای اثبات مقاومت سازه روی آن ایستاده اند. این پل مثال بسیار خوبی برای یک سازه ی سبک با حداکثر مقاوت می باشد.


 

تلاش برای نجات جوجه پرنده

صحنه بی‌نظیر نجات جوجه پرنده توسط والدینش که توسط یک عکاس آماتور شکار شده است.

شاید کمتر کسی شاهد چنین صحنه‌ زیبایی از نزدیک بوده باشد. صحنه نجات جان جوجه پرنده توسط پدرو مادرش. صحنه‌ای که توسط یک عکاس خوش شانس شکار شده است.
 



این صحنه‌ واقعی تلاش و بی‌دریغ پدرو مادر جوجه پرنده‌ای است که در حین تمرین پرواز تعادل خود را از دست داده و در حال سقوط است.

آنها می خواهند با تلاش فراوان، فرزندشان را به آشیانه برگردانند.این عکس به نام "خانواده" family نام گذاری شده است. چرا که یک شاهکار عکاسی از تلاش یک خانواده برای نجات فرزندشان است.

تصویری گویا و پر معنا در زمینه خانواده. عکاس این تصویر می‌گوید: "من فرد خوش شانسی هستم که در آن لحظه در صحنه حاضر بودم. عکاسی از چنین صحنه‌‌ی زیبا یکی از به یاد ماندنی‌ترین خاطرات زندگی عکاسی‌من خواهد بود. این عکس به طور بی‌نظیری ارزش، مقام و فداکاری اعضای یک خانواده را اثبات و ثبت کرده‌ است.

 

 

انتشار تصاویر سه بعدی از مریخ

آژانس فضایی اروپا تصاویری سه یعدی از سیاره مریخ منتشر کرد که در ماه اوت گذشته تهیه شده است.

به گزارش خبرنگار تابناک اجتماعی، در این تصاویر منتشره نشانه هایی دیده می شود که محققان دانشگاه آریزونا آن را نشأت گرفته از چیزی شبیه آتش فشان خوانده اند.

بنابر این گزارش، مدت هاست که محققان فضایی تحقیقات گسترده ای را بر روی کره مریخ انجام داده اند و به دنبال ان هستند که کشف کنند امکان زندگی انسان بر روی این کره وجود دارد یا نه؟

تصویر زیر از دهانه دراز در نیمکره جنوبی مریخ است، که توسط دوربین استریو روی مریخ مدارگرد اکسپرس دیده می شود. عکس در ماه اوت گذشته گرفته شده است اما به تازگی توسط آژانس فضایی اروپا منتشر شد.





 

 

جدیدترین زیردریایی اتمی روسیه

 

 

 

مردی که چشمانش را ۴سانتیمتر بیرون می آورد



 

اتفاقی بسیار وحشتناک برای یک دزد!!

تصویری که در زیر مشاهده میکنید مربوط به یک دزد بخت برگشته در مالزی میباشد که در حین فرار و پرش از روی نرده ها یکی از نرده ها به چنین روزی افتاده است.
 




وی زمانی برای دزدی به یک کارخانه پوشاک در مالزی میرود در حالی که برای باز کردن درب کارخانه تلاش میکرد پس از به صدا آمدن آژیر دزدگیر کارخانه پا به فرار میگزارد و از درختی بالا می رود و زمانی که برای پرش از روی نرده ها اقدام میکند این اتفاق وحشتناک برای وی رخ می دهد.


 

ثبت صحنه پس از سقوط هواپیما در نقشه هوایی گوگل!

به گزارش گیزمودو تاکنون شاهد تصاویر عجیب بسیاری در نقشه آنلاین گوگل بوده‌ایم و حتی یکی از آن تصاویر که در آن لحظه بدنیا آمدن یک نوزاد در پیاده‌رو ثبت شده بود مورد تردیدهای بسیاری قرار گرفت، اما فکر کنم دیگر نمی توان به راحتی منکر ثبت صحنه پس از سقوط هواپیما در نقشه آنلاین گوگل شد.

در این صفحه از سرویس نقشه آنلاین گوگل که تصاویر هوایی آلامدا کالیفورنیا به تصویر کشیده شده است یک هواپیمای تجاری به نظر سقوط کرده دیده می‌شود که باقیمانده آن و از جمله بال‌های جدا شده هواپیما و بدنه به دو نیم شده آن به خوبی مشهود است.

 

بزرگ‌ترین الماس زرد جهان

بزرگ‌ترین الماس زرد‌رنگ تراش‌خورده جهان 110.03 قیراط (22.006 گرم) وزن دارد و به شکل قطره‌اشک تراش خورده است. این الماس را موزه تاریخ‌طبیعی لندن از شرکت مشهور کورا اینترنشنال به عاریت گرفته است.

الماس سخت‌ترین ماده طبیعی است که استحکام بی‌نظیر خود را مدیون شبکه چهاروجهی اتم‌های کربن است که تحت فشار و دمای بسیار بالا تشکیل می‌شود. وجود ناخالصی در این شبکه، رنگ الماس را تغییر می‌دهد. الماس زردرنگ نتیجه حضور چند اتم نیتروژن در میان هر چند میلیون اتم کربن است.

 

 

راحت ترین صندلی مخصوص گیم فقط ۱۳میلیون تومان

گاثورپ اهل غرب یورکشایر طراح این صندلی منحصر بفرد است. این صندلی همچنین بعنوان پخش کننده استریو نیز هست. قیمت پیشنهادی برای این صندلی فوق حرفه ای ۸ هزار پوند (۱۲۹۶۷ دلار)است که در لندن به معرض فروش گذاشته شده اس و سازنده قصد دارد دست به نولید انبوه بزند.

 

اتفاقی باور نکردنی، غروب دو خورشید در آسمان!!
 

در پی شایعات اینترنتی که درباره مشاهده دو خورشید در آسمان منتشر شده بود، چینی ها شاهد غروب خورشید شگفت انگیزی بودند که در آن دو خورشید در آسمان دیده شد.

چندین هفته پس از انتشار و تکذیب شایعه ای درباره انفجار ستاره ای در نزدیکی زمین که منجر به ظهور خورشیدی دیگر در آسمان زمین می شد، چینی ها روز گذشته شاهد دو خورشید در آسمان کشورشان بودند. این دو خورشید، یکی کدرتر و نارنجی تر و دیگری زردتر و بالاتر از دیگری، در تصاویر غیر شفاف تصویربردار آماتور چینی دیده می شوند.

جیم کالر محقق دانشگاه ایلینویز فردی بود که توانست هیجان ناشی از مشاهده این تصاویر بر روی اینترنت را فرونشاند. وی اعلام کرد دو خورشیدی که در آسمان دیده شده اند در واقع تاثیر شکست نوری بوده است، اما در عین حال وی معتقد است آنچه در چین رخ داده پدیده ای بسیار نادر است که دانشمندان نتوانسته اند به صورت کامل آن را توضیح دهند.

کالر می گوید احتمال اینکه تصاویر، مدلی رایانه ای باشند بسیار کم است و احتمال می دهم ایجاد حبابی در اتمسفر زمین منجر به وقوع این پدیده کمیاب شده باشد، پدیده ای که به سراب شهرت دارد. سراب زمانی رخ می دهد که ذرات موجود در اتمسفر زمین نور را شکسته و یا خم می کنند، این پدیده بیشتر در نزدیکی خط افق رخ می دهد و در عین حال سرابها معمولا به صورت عمودی در بالا و یا پایین منبع نوری قرار دارند، نه در کنار آن از این رو احتمال می رود بخشی ضخیم از اتمسفر در برابر خورشید حرکت کرده و این تصویر را به وجود آورده است.

آخرین اطلاعاتی که از مشاهده دو تصویر افقی از ماه یا خورشید به ثبت رسیده به سال 1993 باز می گردد زمانی که اخترشناسی فنلاندی تمامی اطلاعات مربوط به این پدیده را در کتابی جمع آوری کرد.

اخترشناسان دانشگاه ویسکونزین نیز معتقدند به دلیل اینکه هیچ اثر بازتابی ناشی از لنز دوربین در این تصویر دیده نمی شود، و تصاویر دو خورشید متناسب با حرکت دوربین تغییر موقعیت پیدا می کنند، می توان اطمینان داشت که این دو تصویر خطای دید یا خطای ابزار تصویربرداری نیست.

بر اساس گزارش ان بی سی، پدیده های متعدد خورشیدی وجود دارند که دانشمندان قادر به توضیح آنها هستند، ستونهای خورشیدی، سراب غروب خورشید، هاله های خورشیدی، اما این پدیده یکی از ناشناخته ترین آنها است که به گفته کالر بسیار گیج کننده است.

 

حاکمان کر، لال و کور

 

 

گرامي داشت 58 امين سالمرگ جوزف استالين ديكتاتور اتحاد جماهير شوروي سابق در تفليس


 

پرچم عراق در دستان يك نوجوان در تجمع معترضان در ميدان تحرير بغداد

ميدان تحرير بغداد

 

دختر ساحل عاجي در شهر آبيجان مشغول تماشاي آتش زدن زباله ها

آتش زدن زباله ها

 

سوگواري زنان در مراسم تدفين شهباز باتي وزير اقليت هاي پاكستان كه چند روز پيش به دست افراط گرايان ترور شد

مراسم تدفين شهباز باتي
 

 

تجمع مخالفان علي عبدالله صالح رييس جمهوري يمن در صنعا

مخالفان علي عبدالله صالح

 

 

مراسم هفتادو هشتمين سالگرد تشكيل ارتش مالزي در كوالالامپور

سالگرد تشكيل ارتش مالزي
 

 

استراحت دوندگان پس از دويدن در مسابقه دوي هزار متر در چارچوب رقابت هاي قهرماني اروپا در پاريس

رقابت هاي قهرماني اروپا در پاريس
 

 

دست هاي حنا زده زنان مسلمان هندي در جريان يك مراسم ازدواج در احمد آباد

مراسم ازدواج

 

اجراي مراسم غسل تعميد براي يك كودك در كليسايي در تفليس


 

 

يك وال عظيم مرده در سواحل كنت بريتانيا


 

 

 

 بدون شرح!

بدون شرح
 

|+| نوشته شده توسط parsa در جمعه بیستم اسفند 1389  |
 
 
بالا